تناقضات صانعی با گذشته خود؛ |
تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای گناه و معصیتی است بزرگ |
من به عنوان یک مسئله شرعی می گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای گناه و معصیتی است بزرگ و رد بر او، رد بر امام صادق(ع) و رد بر امام صادق(ع) رد بر رسول الله(ص) و رد بر رسول الله(ص) رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله و ورود به ولایت شیطان است
سایت اینترنتی منبرنت برخی از مواضع گذشته آقای صانعی را منتشر کرد. صانعی در این سخنان ضمن قرائت قسمتی از وصیت نامه حضرت امام که در آن همه مراجع، علما و مردم به حضور در صحنه و حمایت از نظام اسلامی توصیه و مسامحه در امر مسلمین از گناهان نابخشودنی دانسته شده می گوید: «من به عنوان یک مسئله شرعی می گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای گناه و معصیتی است بزرگ و رد بر او، رد بر امام صادق(ع) و رد بر امام صادق(ع) رد بر رسول الله(ص) و رد بر رسول الله(ص) رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله و ورود به ولایت شیطان است و طبق روایت عمرابن حنظله در باب ولایت فقیه رد بر او در حد شرک به الله است و اما حفظ و تقویت آیت الله خامنه ای هرچه بیشتر تأیید شود اسلام و انقلاب اسلامی و حوزه های علمیه و فقه و قرآن تقویت شده است.
تأیید ایشان یک واجب الهی است نه یک مستحب. مسئله کیان اسلام و عظمت اسلام است، مسئله یک امر جزئی نیست و عدم تأیید ترک واجب است و ترک واجب موجب معصیت و خروج از عدالت است.»
وی در سخنرانی دیگری می گوید: در نظام جمهوری اسلامی افشاگری معنا ندارد. در نظام جمهوری اسلامی مملکت حساب دارد. دادگستری که دادگستری دیروز نیست، افشاگری می کنید برای چه؟ مگر مجلس نیست؟ مگر کمیسیون اصل نود نیست؟ مگر دادرسی نیست؟ مگر دیوان عدالت اداری نیست؟ مگر دادگاه و دادسرای انقلاب نیست؟ مگر قانون اساسی نیست؟ بعد خیال می کنید افشاگری با نوشتن نامه بدون امضا جرم نیست؟ معصیت نیست؟ گناه نیست؟ فردای قیامت باید جوابگو باشید. بعضی ها در مورد دادگاه های انقلاب تحت تأثیر شایعات قرار می گیرند. ضد انقلابیون که در زندان ها هستند، معمولاً توبه پذیر نیستند. اینها چون مار زخم خورده ای هستند که به محض آزادی افعی می شود.
وی همچنین در سخنرانی دیگری می گوید: ولایت فقیه در همه چیز حاکم است... و هنگامی که ولی امر حکمی داد نه تنها هیچ احتیاجی به نظر دیگران نیست بلکه مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است. مراجعه به دیگران ایستادن در مقابل مقام رهبری و تضعیف آن مقام است. مراجعه به دیگران یعنی قبول نکردن حرف مقام رهبری است و قبول نکردن حرف مقام رهبر برمی گردد به قبول نکردن حرف مقام ولی عصر(عج). پس نه تنها مراجعه به دیگران احتیاج نیست بلکه معصیت و خلاف شرع است؟ انقلاب ما را تمرکز قدرت مرجعیت به نتیجه رسانده است
شاید یک نفر با کارهاش از صلاحیت ولایت بیفتد امکانش نیست؟
در ولایت ائمه خیر.ولی در ولایت فقیه نیز امکانش نزدیک به صفر است زیرا با وجود خبرگان رهبری و نظارت غایبانه امام عصر امکانش نیست.