گویا آقای هاشمی زبان تشکر خود را هم از دست داده است
از یاد نبریم مقام معظم رهبری از این انتخابات بهعنوان زلزلهای سیاسی برای دشمنان و جشنی تاریخی برای دوستان ایران یاد کردند. انصافاً یکبار دیگر کارشناسان و اهل فن بنشینند و وجه اشتراک سخنان این هفته خطبهها را با تبلیغاتی که رسانههای بیگانه علیه ملت ایران در طول مدت پس از انتخابات داشتند، بررسی کنند.
ایران-مسعود ابراهیمی
سخنان آقای هاشمی رفسنجانی در خطبههای نماز جمعه این هفته تهران همانطور که انتظار میرفت، تبدیل به وضعیتی شد که وی از این تریبون (که سالهاست شعار وحدت امت اسلامی از آن شنیده میشود) برای بیان مطالبات شخصیاش استفاده کرد و علیرغم ادعای ایشان که فراجناحی صحبت میکند، وی در سراسر خطبه دوم حرفهایی را تکرار نمود که طی هفتههای اخیر غالباً در سخنان و بیانیههای یک کاندیدا منعکس شده است. خصوصاً با تلقین شرایط تلخ و بحرانی، وی قصد داشت بر همان ابرهای فتنهای تکیه کند که قبل از انتخابات نیز بر آنها تأکید کرده بود تا بتواند به دیگران بقبولاند این ابرها همان شرایطی است که وی پیشبینی کرده بود! اما آنچه از شواهد پیداست، اگر آقای هاشمی رفسنجانی و اطرافیان ایشان بگذارند و دست خویش را از چرتکههای سیاسی بردارند، شرایط کشورمان نه بحرانی است و نه تلخ.
شاید این وضعیت برای جریان سیاسی متمایل به آقای هاشمی که فعلاً برای رسیدن به مطامع خویش توانستهاند پشت ایشان سنگر بگیرند، تلخ و ناگوار باشد، اما اکنون همه مردم میدانند که چه کسانی قصد دارند کام پیروزی ملت در انتخابات را تلخ جلوه دهند. از یاد نبریم مقام معظم رهبری از این انتخابات بهعنوان زلزلهای سیاسی برای دشمنان و جشنی تاریخی برای دوستان ایران یاد کردند. انصافاً یکبار دیگر کارشناسان و اهل فن بنشینند و وجه اشتراک سخنان این هفته خطبهها را با تبلیغاتی که رسانههای بیگانه علیه ملت ایران در طول مدت پس از انتخابات داشتند، بررسی کنند.
1- وجود بحران در کشور 2- وجود بیاعتمادی مردم نسبت به نظام 3- تغییر شرایط قبل و بعد از انتخابات. در این فرازها که «خوب شروع کردیم و... ایکاش همان شرایط ادامه داشت، ولی آنجوری که میخواستیم نشد.» 4- کنار گذاشتن و نادیده گرفتن رأی مردم با تأکید بر اینکه «این انتخابات که انجام دادیم، اگر مشکلاتی پیش نمیآمد، گام بزرگی را در 30 سالگی انقلاب برمیداشتیم.»
5- وجود تقلب در انتخابات، با این سخن که: «اواخر دوران تبلیغات بذر تردید در ذهن مردم کاشته شد و تردید مثل خوره به جان مردم افتاد.»
با این حال آقای هاشمی رفسنجانی ادعای راهحل کرده و به چند پیشنهاد اشاره میکند، پیشنهادهایی که صرفاً برای خروج خود و اطرافیانش از بنبست سیاسی است؛ وگرنه ملت میدانند که انتخابات تمام شده است و علاوه بر شورای نگهبان قانون اساسی که تنها مرجع صالح برای تشخیص صحت انتخابات است و مورد اعتماد مردم و رهبری هستند، مقام معظم ولایت نیز نتیجه آن را تأیید کردهاند. بنابراین راهحلهای آقای هاشمی رفسنجانی هیچ وجهی ندارد، مگر اینکه خبر از ظهور یک ابرفتنه جدید در آسمان ایران بدهد و متأسفانه این همان راهی است که جناب ایشان از چهار سال قبل هنگامی که در انتخابات رودررو با آقای احمدینژاد شکست خورد، انتخاب کرده و گویا هنوز ایشان این پیام مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه «مردم میفهمند» را درک نکردهاند، اما انقلاب اسلامی میداند که بهطور جدی بایستی این مسئله را حل کند تا فتنههای بعدی در جهت تضعیف موقعیت داخلی و خارجی کشورمان قرار نگیرد. جناب هاشمی رفسنجانی میداند اینکه خارجیها به باجخواهی روآوردهاند، حاصل کدام شرایط است و مسبب این شرایط کیست، اما قصد دارد با تغییر جهتگیری این موضوع، اطرافیانش را از این اتهام دور سازد خصوصاً آنجا که خواهان آزادی زندانیان مرتبط با فتنههای اخیر شده است. البته در اینجا لازم است یک انتقاد شدید علیه برخی مسئولان صدا و سیما اعلام شود که اگر با بهانهجوییهای خویش مانع از پخش اعترافات برخی از این زندانیان نشده بودند، جناب هاشمی (که حتی با موضعگیری علیه صدا و سیما قصد دارد خود و اطرافیانش را محروم از مواهب رسانه ملی جلوه دهد) نمیتوانست اینگونه خواهان آزادی زندانیانی شود که خودشان نیز به دسیسه و فتنه و ارتباط با محافل بیگانه اعتراف کردهاند.
بگذریم از اینکه گویا آقای هاشمی رفسنجانی دیگر زبان تشکر خود را هم از دست داده و معلوم نیست چرا از حمایتهایی که مقام معظم رهبری در خطبههای نماز جمعه از ایشان داشتند، تشکر نکردند و البته این موضوع را نمیتوان به حساب فراموشی گذاشت، زیرا مردم میفهمند که چه کسانی در طول این مدت نشانی غلط داده و سعی کردهاند دشمن را به جای دوست جلوه داده و فقط شعار مردم، مردم میدهند. بنابراین یکبار دیگر آقای هاشمی رفسنجانی را دوستانه معطوف به این نکته میکنیم که ببینند پس از خطبههای اخیر ایشان، رسانههای بیگانه و دشمنان ملت ایران چه استقبالی از سخنان ایشان کردهاند. ما هم به تبع امام خمینی(ره) معتقدیم: «میزان، حال افراد است.»... فاعتبروا یا اولیالابصار